با سلام
بعد از حضور گسترده ی جنبش سبز در تاریخ 25 بهمن ماه 89 و بهت و حیرت مسئولان نظام(مثل نعره های معروف مرگ بر موسوی و کروبی توسط نمایندگان مجلس تا سر حد پاره شدن!) از این امر در حالیکه همگان ادعا میکردند جنبش سبز دیگه وجود خارجی نداره جمهوری اسلامی رو به تکاپو برای خنثی کردن هر چه بیشتر هسته های تشکیل دهنده تجمعات انداخت. در اولین اقدام اونها اقدام به حصر خانگی موسوی و کروبی کردند تا ارتباط هسته های اولیه جنبش با مردم قطع بشه.
در درجه دوم اونها عزمشون رو برای کنترل هر چه بیشتر اینترنت به عنوان بزرگترین مصادیق به گفته خودشون "جنگ نرم دشمن" جزم کردند. از همون زمان بود که بحث ارتش سایبری و کنترل بیشتر و شدیدتر اینترنت توسط سپاه پخش شد.
چند ماه بعد این ارتش، در کمال ناباوری تونست با جعل امضای دیجیتال یک سایت امنیتی به حساب جیمیل اکثر کاربران در ایران وارد بشه. اونها همچنین تونستند در مواقع مورد نیاز یعنی بحرانهای سیاسی و اقتصادی مثل قرارهای تجمع جنبش سبز و یا حمله اوباش به سفارت انگلیس و موارد مشابه بوسیله حملات موسوم به DDOS سایتهایی مثل بالاترین و دنباله رو موقتا از کار بندازند. حتی در موارد زیادی اقدام به هک کردن سایتهای مخالف نظام کردند و موفق هم بودند...
اما دایره ی فعالیت این نیروی به واقع عریض و طویل و حرفه ای و آموزش دیده به این فعالیت های ملموس و قابل پیش بینی محدود نشد. اونها میدونستند بزرگترین عامل کلیدی جنبش سبز یعنی اتحاد مردم با هر نژاد و قومیت و زبان و با هر دین و آیین رو باید در فضای مجازی از بین ببرند. در این موقع بود که کادری از روانشناسان و جامعه شناسان زبده وارد این ارتش شده و به این نتیجه رسیدند که باید بین مردم اختلاف و تفرقه ایجاد کرد و بهترین راه حل برای ایجاد این اختلاف، دست درازی و توهین کردن به موارد خط قرمز هر گروه یا قومیت یا پیروان دین بود.
به این شکل که عده ای مسئول دامن زدن به بحث نژاد پارس و ترکها کردند. تا با اینکار مردم خطه ی آذربایجان رو از سایر مردم جدا کنند. سلطنت طلبان رو که بعد از انتخابات با جنبش، همگام و هم نظر شده بودند رو با پیش کشیدن بحث شاهزاده و ساواک و غیره به حاشیه بردند. اختلاف و بحث و جدل با مجاهدین رو که تا قبل از این تاریخ چندان صحبتی از آن در سایتی مثل بالاترین مطرح نبود رو دامن زدند خصوصا این گروه رو با سلطنت طلبها به جان هم انداختند و هر دسته رو با توسل به نقاط ضعفشون به حاشیه روندند و از جنبش مردمی دور کردند.
چهره ی اصلاح طلبانی که هنوز به سازش امیدوار بودند رو در نظر مردم خراب کردند تا مردم به مرور نسبت به موسوی و کروبی هم بدبین و از اونها مایوس بشند.
اوج این حملات ارتش سایبری به مسلمانان بود. قشری که اکثریت ظاهری جامعه ایران تشکیل میدن هر چند که شاید خیلی هاشون در ظاهر مسلمان بودند و در باطن به خاطر خدشه ای که جمهوری اسلامی به وجهه ی دین اسلام وارد کرده بود از دین فاصله گرفته بودند ولی اکثریت اونها با توهین به اسلام مخالف بوده و هستند. ارتش سایبری تصمیم گرفت که توهین به اسلام رو در فضای مجازی مثل فیسبوک باب کنه تا با اختلاف و حساسیتی که مردم نسبت به این هتاکی ها نشون میدادند اختلاف عمیقی بین گروههای مختلف جنبش سبز بوجود بیاره. بهترین شیوه رو در ایجاد کمپین توهین به یک امام شیعه در فیسبوک دیدند تا با اینکار علاوه بر ایجاد اختلاف در بین مردم، بتونند مسوولان نظام رو از پیکان تند طنزپردازان نجات بدهند و به سمتی ببرند که دیگه همه مردم با اون موافق نباشند . طنزهایی که بر ضد خمینی و خامنه ای و احمدی نژاد ساخته میشد به سمت این امام شیعه رفت و چون ارتش سایبری میدونست که افراد زیادی در اینترنت عقده های فراوان ضد اسلامی دارند اطمینان داشت که این کمپین کاملا میتونه در پیش برد اهداف تفرقه افکنانه خودش موفق باشه و توسط این عده حمایت بشه و در کل جوامع مجازی رخنه کنه. متاسفانه اونها جامعه مجازی ایرانی رو خوب میشناختند و کاملا تونستند با ایجاد این کمپین و حتی حمایت از اون ضربات سختی به پیکره ی نحیف شده ی جنبش سبز بزنند.
تعداد زیادی از مطالب توهین آمیز ساخته شده توسط این کمپین نمیتونه ساخته ذهن افراد عادی باشه. اینگونه مطالب ارسال شده در این کمپین در اتاق فکر ارتش سایبری و توسط گروهی طنزپرداز و داستان نویس حرفه ای ساخته میشه که قبلا در نشریات حکومتی به نویسندگی مشغول بودند و حالا در رکاب ارتش سایبری هستند.
بزرگترین نشانه ی حمایت جمهوری اسلامی و ارتش سایبری از این کمپین ، بی توجهی و سکوت عجیب مسوولان نظام به این کمپین هست. در حالیکه کمپین خزبازی و آب بازی در نطفه خفه میشه و حتی ادمین پیج شناسایی و دستگیر میشه چطور میشه باور کرد که کمپین توهین به یک امام شیعه تا حدی پا رو فراتر بگذاره به راحتی 16 هزار فن جمع کنه و حالا یک خواننده ی رپ نسبتا شناخته رو هم جذب کنه و کوچکترین صدایی هم از رسانه های جمهوری اسلامی برنیاد؟ غیر از این هست که جمهوری اسلامی به چنین کمپینهای تفرقه افکن برای افزایش طول عمر و بقای خودش خودش نیاز مبرم داره؟!
چرا حتی "یکبار حتی یکبار حتی یکبار" یک مسئول کوچک انتظامی ایران مطلبی ضد این کمپین هتاک در رسانه ها و تریبونهای رنگارنگ صدا و سیما و غیره عنوان نکرده و دیگه از تهدیدها و شاخه شونه کشیدنهای معروف اونها که در موارد خزبازی و آب بازی شاهد بودیم در مواجهه با این کمپین نمی بینیم؟!
برای فهمیدن روز بودن نیاز به دیدن خورشید نیست!
بعد از حضور گسترده ی جنبش سبز در تاریخ 25 بهمن ماه 89 و بهت و حیرت مسئولان نظام(مثل نعره های معروف مرگ بر موسوی و کروبی توسط نمایندگان مجلس تا سر حد پاره شدن!) از این امر در حالیکه همگان ادعا میکردند جنبش سبز دیگه وجود خارجی نداره جمهوری اسلامی رو به تکاپو برای خنثی کردن هر چه بیشتر هسته های تشکیل دهنده تجمعات انداخت. در اولین اقدام اونها اقدام به حصر خانگی موسوی و کروبی کردند تا ارتباط هسته های اولیه جنبش با مردم قطع بشه.
در درجه دوم اونها عزمشون رو برای کنترل هر چه بیشتر اینترنت به عنوان بزرگترین مصادیق به گفته خودشون "جنگ نرم دشمن" جزم کردند. از همون زمان بود که بحث ارتش سایبری و کنترل بیشتر و شدیدتر اینترنت توسط سپاه پخش شد.
چند ماه بعد این ارتش، در کمال ناباوری تونست با جعل امضای دیجیتال یک سایت امنیتی به حساب جیمیل اکثر کاربران در ایران وارد بشه. اونها همچنین تونستند در مواقع مورد نیاز یعنی بحرانهای سیاسی و اقتصادی مثل قرارهای تجمع جنبش سبز و یا حمله اوباش به سفارت انگلیس و موارد مشابه بوسیله حملات موسوم به DDOS سایتهایی مثل بالاترین و دنباله رو موقتا از کار بندازند. حتی در موارد زیادی اقدام به هک کردن سایتهای مخالف نظام کردند و موفق هم بودند...
اما دایره ی فعالیت این نیروی به واقع عریض و طویل و حرفه ای و آموزش دیده به این فعالیت های ملموس و قابل پیش بینی محدود نشد. اونها میدونستند بزرگترین عامل کلیدی جنبش سبز یعنی اتحاد مردم با هر نژاد و قومیت و زبان و با هر دین و آیین رو باید در فضای مجازی از بین ببرند. در این موقع بود که کادری از روانشناسان و جامعه شناسان زبده وارد این ارتش شده و به این نتیجه رسیدند که باید بین مردم اختلاف و تفرقه ایجاد کرد و بهترین راه حل برای ایجاد این اختلاف، دست درازی و توهین کردن به موارد خط قرمز هر گروه یا قومیت یا پیروان دین بود.
به این شکل که عده ای مسئول دامن زدن به بحث نژاد پارس و ترکها کردند. تا با اینکار مردم خطه ی آذربایجان رو از سایر مردم جدا کنند. سلطنت طلبان رو که بعد از انتخابات با جنبش، همگام و هم نظر شده بودند رو با پیش کشیدن بحث شاهزاده و ساواک و غیره به حاشیه بردند. اختلاف و بحث و جدل با مجاهدین رو که تا قبل از این تاریخ چندان صحبتی از آن در سایتی مثل بالاترین مطرح نبود رو دامن زدند خصوصا این گروه رو با سلطنت طلبها به جان هم انداختند و هر دسته رو با توسل به نقاط ضعفشون به حاشیه روندند و از جنبش مردمی دور کردند.
چهره ی اصلاح طلبانی که هنوز به سازش امیدوار بودند رو در نظر مردم خراب کردند تا مردم به مرور نسبت به موسوی و کروبی هم بدبین و از اونها مایوس بشند.
اوج این حملات ارتش سایبری به مسلمانان بود. قشری که اکثریت ظاهری جامعه ایران تشکیل میدن هر چند که شاید خیلی هاشون در ظاهر مسلمان بودند و در باطن به خاطر خدشه ای که جمهوری اسلامی به وجهه ی دین اسلام وارد کرده بود از دین فاصله گرفته بودند ولی اکثریت اونها با توهین به اسلام مخالف بوده و هستند. ارتش سایبری تصمیم گرفت که توهین به اسلام رو در فضای مجازی مثل فیسبوک باب کنه تا با اختلاف و حساسیتی که مردم نسبت به این هتاکی ها نشون میدادند اختلاف عمیقی بین گروههای مختلف جنبش سبز بوجود بیاره. بهترین شیوه رو در ایجاد کمپین توهین به یک امام شیعه در فیسبوک دیدند تا با اینکار علاوه بر ایجاد اختلاف در بین مردم، بتونند مسوولان نظام رو از پیکان تند طنزپردازان نجات بدهند و به سمتی ببرند که دیگه همه مردم با اون موافق نباشند . طنزهایی که بر ضد خمینی و خامنه ای و احمدی نژاد ساخته میشد به سمت این امام شیعه رفت و چون ارتش سایبری میدونست که افراد زیادی در اینترنت عقده های فراوان ضد اسلامی دارند اطمینان داشت که این کمپین کاملا میتونه در پیش برد اهداف تفرقه افکنانه خودش موفق باشه و توسط این عده حمایت بشه و در کل جوامع مجازی رخنه کنه. متاسفانه اونها جامعه مجازی ایرانی رو خوب میشناختند و کاملا تونستند با ایجاد این کمپین و حتی حمایت از اون ضربات سختی به پیکره ی نحیف شده ی جنبش سبز بزنند.
تعداد زیادی از مطالب توهین آمیز ساخته شده توسط این کمپین نمیتونه ساخته ذهن افراد عادی باشه. اینگونه مطالب ارسال شده در این کمپین در اتاق فکر ارتش سایبری و توسط گروهی طنزپرداز و داستان نویس حرفه ای ساخته میشه که قبلا در نشریات حکومتی به نویسندگی مشغول بودند و حالا در رکاب ارتش سایبری هستند.
بزرگترین نشانه ی حمایت جمهوری اسلامی و ارتش سایبری از این کمپین ، بی توجهی و سکوت عجیب مسوولان نظام به این کمپین هست. در حالیکه کمپین خزبازی و آب بازی در نطفه خفه میشه و حتی ادمین پیج شناسایی و دستگیر میشه چطور میشه باور کرد که کمپین توهین به یک امام شیعه تا حدی پا رو فراتر بگذاره به راحتی 16 هزار فن جمع کنه و حالا یک خواننده ی رپ نسبتا شناخته رو هم جذب کنه و کوچکترین صدایی هم از رسانه های جمهوری اسلامی برنیاد؟ غیر از این هست که جمهوری اسلامی به چنین کمپینهای تفرقه افکن برای افزایش طول عمر و بقای خودش خودش نیاز مبرم داره؟!
چرا حتی "یکبار حتی یکبار حتی یکبار" یک مسئول کوچک انتظامی ایران مطلبی ضد این کمپین هتاک در رسانه ها و تریبونهای رنگارنگ صدا و سیما و غیره عنوان نکرده و دیگه از تهدیدها و شاخه شونه کشیدنهای معروف اونها که در موارد خزبازی و آب بازی شاهد بودیم در مواجهه با این کمپین نمی بینیم؟!
برای فهمیدن روز بودن نیاز به دیدن خورشید نیست!
جیره خوری تا به کی؟
ReplyDeleteبا خودتی؟
ReplyDeleteشاید همه چیز دست بیگانگان!!!و یا سردمداران جمهوری اسلامی نباشد...لحظه ای به این فکر کنیم که شاید این رویکرد جواب 30 سال اختناق و مقدس جلوه دان تمام ارکان زندگی ما جوانان بوده...فوتبال اسلامی...مدرسه اسلامی...دانشگاه اسلامی...
ReplyDelete